شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 91

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

اشتياق و لواعج احتراق b 121 . واژه‌هاى عربيى كه در روح الارواح ثقيل مىنمايد به آن جهت است كه هيئت جمع و جمع الجمع آنها را مؤلف به كار بسته ، و اگر صورت مفرد آنها را به كار مىگرفت به هيچ نوع مهجور نمىنمود ، و همان گونه كه گفتم ، علت كاربرد برخى كلمات عربى به صيغهء جمع آنها به منظور آهنگين كردن عبارات بوده است . به هرگونه ، پاره‌اى از واژه‌هاى ناهموار عربى در روح الارواح به اين قرار است : هوان ، سابح ، سايح b - a 5 ، ميادين غفلات b 9 ، مجامر جان a 10 ، صدقات و صيامات a 39 ، شموع b 77 ، خاطب ( خطبه‌خوان ) a 131 ، اى مؤمن سمع را صمام صمم فرونهادى a 148 ، متقاصر و متصاعر b 149 ، اوقار a 121 ، صيود b 117 ، اسباغ و اسبال a 112 ، و غيره . ما براى اين گونه كلمات فهرستى جداگانه در پايان كتاب ترتيب داده‌ايم و معانى آنها را با توجه به ساخت و بافت عبارات در پايان كتاب آورده‌ايم . 2 . مواردى از دستور زبان عربى / سواى كلمات مذكور ، در روح الارواح در چند مورد ساخت دستورى زبان عربى نيز ديده مىشود كه اندك است و ناچيز . مانند تثنيهء عارض : عارضين b 86 . علامت تأنيث در صفات . مانند : زليخا كافره بود b 149 . جمع آوردن اسم و صفت به سياق عربى . مانند : ميادين غفلات b 9 . 3 . نشانهء « يت » مصدرى / مانند : آدميت ، بشريت ، انسانيت ، شيطانيت b 2 ، فردانيت a 116 ، نحنيت b 5 ، ظاهريت ، آخريت ، اوليت ، باطنيت a 83 ، يهوديت a 83 ، فروسيت a 90 ، سبحانيت b 155 ، قدوسيت b 155 ، اصطفائيت b 202 . 4 . نظم و نثر عربى / در روح الارواح به مناسبتهايى به ابيات و عبارات و امثال عرب استناد و استشهاد شده ، به‌طورى كه مىتوان گفت كه به قياس با برخى از نگاشته‌هاى ديرينه و هم‌زمان سمعانى ، اين گونه كاربردهاى زبان عربى در كتاب حاضر بيشتر است . در خصوص اشعار و ابيات عربى ، كه مؤلف بيشتر به سروده‌هاى حلّاج ، شافعى ، رابعهء عدويه ، بثينه ، كثيّر توجه داشته ، در بخشهاى پيشين همين مقدمه بحث كردم ، ولى در زمينهء عبارات و امثال عرب ، جا دارد كه در اينجا از كميت و كيفيت استعمال آنها در اين كتاب ياد كنم . همچنان كه در نقد حال سمعانى اشاره كردم ، او واعظى بوده فقيه و محدّث ، و مجلس وعظ و تذكير برگزار مىكرده ، و نيز بر زبان و ادبيات عربى تسلط داشته است . اين ويژگيها و آگاهيهاى مؤلّف خواه ناخواه در كتابش به گونه‌اى راه يافته